واژه چهارم
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٤  

بهترین دوست زندگیم ازم خواست تا یه چیز قدیمی رو بنویسم . همچین بی مناسبتم نیست.

 

خودم را ریخته ام توی تُنگ تا شب چله

شنیده ام کسی می آید و از آب گل آلود ماهی میگیرد.

 

یلدا مبارک


کلمات کلیدی: شعر نو
 
واژه سوم
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٧  

برگهایم را ریخته

روی زمین جایی که اتاقم از تو امده بالا

زمستان خوابیده

برنگرد 

با زمستان خوابم گرفته است  

 


کلمات کلیدی: شعر نو
 
واژه دوم
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٦  

دستم برای تو بود

صدای وسوسه انگیز لباسم برای تو

فریاد و دست و سوت

 سکوت

خوابم نمی بری برای تو بود .

من در کناره ام و

 دریاکنار تو خالی 

شعرت را تقدیمم کن

 کسی نخواهد فهمید

 


کلمات کلیدی: شعر نو
 
واژه یکم
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۳  

باران که آمده بود بی بی دستهایم را از شیشه می گرفتم  بیرون

" گذشته از من  با تو نمی توانم بخوابم . از کی به این بالش بوی گند میدهی، برگرد "

خوابم نمی برد بی بی دستهایم بیرونم را گرفته بالا 

"به صورتم بپاش ، روی سینه ام، برنمیگردم که بروی "

بی بی کنارم خالی شده و این زنانگی بی خیال نمی شود بی تو . 

 

,


کلمات کلیدی: وبلاگ ،شعر