باران که آمده بود بی بی دستهایم را از شیشه می گرفتم بیرون
" گذشته از من با تو نمی توانم بخوابم . از کی به این بالش بوی گند میدهی، برگرد "
خوابم نمی برد بی بی دستهایم بیرونم را گرفته بالا
"به صورتم بپاش ، روی سینه ام، برنمیگردم که بروی "
بی بی کنارم خالی شده و این زنانگی بی خیال نمی شود بی تو .
,